اولین سوالی که با مشاهده این جانور در ذهن متبادر میشود، این است که چه مقدار لوازم جانبی کارخانهای را میتوان برای M2 Pure سفارش داد؟ این مقدار برای خودروی مورد بررسی در اینجا، تا ۲۲ هزار دلار هزینه در برداشته و قیمت آن را به ۱۱۶ هزار دلار خواهد رساند. قیمت مدلی دیگر از M2 Pure با احتساب هزینه ۳۰۹۰ دلاری آپشنهایی نظیر: آی درایو۶، چراغهای Bi-LED و برخی تجهیزات دیجیتال دیگر به ۹۳,۳۰۰ دلار استرالیا میرسد.
خودروی مورد آزمایش ما به تجهیزات و آپشنهای ذیل مسلح شده است:
تزیینات فیبر کربنی برای بخشهایی از نمای جلو، اسپویلر عقب و قاب آینهها به ارزش ۴۸۱۷ دلار،
جلوپنجره مشکی براق(۴۴۰دلار)، سیستم اگزوز M پرفورمنس به همراه سراگزوزهای تیتانیومی ۸۰ میلیمتری(۶۰۸۵ دلار)، غربیلک فرمان M پرفورمنس روکش شده با الکانترا(۱۰۸۸.۶۶دلار)، رینگهای سبک آلیاژی به همراه تایرهای میشلین اسپرت کاپ۲ به ارزش ۹۲۸۸ دلار.
همانطور که بسیاری از هواداران بامو اطلاع دارند، M2 به طور گسترده از پیشرانه ۳ لیتری، شش سیلندر خطی تویین پاور توربوشارژ استفاده میکند و در اینجا این پیشرانه قادر است تا معادل ۳۶۵ اسب بخار توان خروجی حاصل نماید و ۴۶۵ نیوتن-متر گشتاور ایجاد کند. این نیرو توسط گیربکس شش سرعته دستی به چرخهای عقب منتقل میشود و اگر شما علاقهای به آن ندارید میتوانید با پرداخت مبلغ ۶۰۰۰دلار، از گیربکس اتوماتیک دوکلاچه که در نسخه معمولی M2 به کار گرفته میشود، بهره ببرید. شتاب صفر تا صد این خودرو با گیربکس دستی برابر ۴.۵ ثانیه و در حالت اتوماتیک برابر ۴.۳ ثانیه است. این بدان معناست که M2 PURE به میزان ۰.۱ ثانیه از M240i، با ۱۶۵۰۰ دلار بهای کمتر و مجهز به پیشرانه شش سیلندر با توان ۳۳۵ اسب بخار و گشتاور ۵۰۰ نیوتن-متر، سریعتر است.
اگرچه شکی در عملکرد عالی پیشرانه و قدرت پیشبرنده موثر آن نیست، اما آیا این موارد برای عشقورزی کافی بنظر میرسد؟ M2 معمولی از نظر صدای اگزوز چندان قانع کننده نیست اما خودروی ما از پکیج اگزوز Mپرفورمنس دوگانه بهره میبرد که یک امتیاز ویژه در عشق ورزی محسوب میشود. این سیستم از یک سوپاپ سایلنسر ضدزنگ بهره میبرد و شما قادر هستید تا از درون کابین، آن را به دو حالت اسپرت و یا Track تنظیم نمایید که هرکدام غرش و طنین زیبای خود را به گوش شما خواهند رساند.
جعبه دنده دستی 6MT H-pattern با اهرم تعویض دنده بسیار عالی ملبس به آلکانترا، بسیار خوب عمل میکند.
از نظر دینامیکی این خودرو دارای تجهیزات ذیل است:
سرکمکهای اتصال دوگانه در جلو و اکسل عقب از نوع بازویی چندگانه، سیستم فرمان سرووترونیک M، پارامترهای قابل تغییر سیستم کنترل پایداری، نگاشت تطبیقپذیر دریچه گاز و زمان تعویض دنده، دیفرانسیل فعال M.
دیفرانسیل زیرک عقب، گشتاور تولیدی توسط پیشرانه را از طریق اکسل عقب به جایی که نیازمندی بیشتری به آن باشد، ارسال میکند. کاربرد کلمه فعال برای دیفرانسیل نیز به معنی ارزیابی شرایط مسیر توسط سنسورهای مربوطه است. زیرکی دینامیکی نیز ناشی از آسودگی، فروتنی و در عین حال سرسختی این خودرو است. در رانندگی روزمره، برحسب دستورات شما و نحوه رانندگیتان، هر دو حالت قابل دسترسی است اما با این وجود، به دلیل عدم بهرهگیری از کمکفنرهای فعال، بخش سرسخت بر نیمه دیگر برتری دارد.
درحقیقت همنشینی با این خودرو بر بسیاری از اتومبیلهای دیگر نظیر فورد فوکوس RS و مرسدس AMG A45 برتری دارد؛ در واقع M2 چاقویی تیز و برنده است اما آسیبی نمیرساند.
در حالت اسپرت و اسپرت پلاس با وجود استفاده از لاستیکهای چسبنده، در هنگام فشار زیاد به پدال گاز،شاهد تکان شدید قسمت عقب خودرو هستیم. عبور از پیچهای متوسط، یادآور عملکرد پورشه کیمن است که البته M2 بخوبی از پس آن بر میآید. «اطمینان بخش» عبارتی است که میتوان برای این موقعیت بکار برد.
غربیلک فرمان در دست بسیار باشکوه است و سیستم سرووترونیک در تعامل مستقیم با راننده قرار دارد اما عملکرد کلی مجموعه فرمان نسبت به پورشه کیمن در رتبه پایینتری جای میگیرد. کالیپرترمزهای چهار پیستون جلو با دیسک های ۳۸۰ میلیمتری و گونه دو پیستون در عقب، حس دلپذیر و اطمینانبخشی را به راننده منتقل مینمایند.
داخل کابین چندان لوکس بنظر نمیرسد و شرکت سازنده در این نسخه راه قناعت را در پیش گرفته است. از موارد حذف شده در این نسخه نسبت به نمونه معمولی، میشود به فقدان چراغهای LED تطبیق پذیر، صندلیهای برقی، سیستم کیلس و سیستم صوتی بزرگتر Harman/Kardon اشاره کرد. صندلیهای چرمی با دوخت آبی رنگ و غربیلک فرمان که به صورت دستی قابل تنظیم هستند، نشان از قابلیت تنظیم ارگونومی برای هر شخصی با هر ویژگی فیزیکی دارند.
منبع: caradvice
shirko.mercedesbenz
۱۵ آذر ۱۳۹۶کوچولوی چموش
Mohammad
۱۵ آذر ۱۳۹۶بی ام و ماشیناش
از اون پیر خرفت کج و کوله بهتره
ولی انگار همه مدل هاش کپیه از یه ماشینش
همه یه شکل فقط اسم هاشون فرق میکنه و اندازه هاشون
اخه قوربونت برم گوشی که تولید نمیکنی
یه تغیری تو مدل های دیگه بده
بلکه چهار تا مشتری پیدا کردی .
Bilbo
۱۵ آذر ۱۳۹۶این طرز صحبت شما بیشتر از اینکه منطقی باشه بنظرم بیشتر از روی یه نوع حرص هست که واقعا دلیلش مشخص نیست.
بامو تو ۱۰ ماه اول سال فروش بیش از ۲ میلیون ماشینش رو جشن گرفت و از نظر مشتری شاید از مرسدس کمتر فروخته باشه اما ابدا کم مشتری نیست.
بعدشم در مورد تکراری بودنی که مدام ازش دم میزنید، من فکر میکنم فقط شمایید که همین سری ۲ رو مشابه سری سه، سری سه رو مشابه سری پنج، سری هفت رو مشابه سری هشت، زد ۴ رو شبیه i8 و i۳ رو شبیه ایکس های بامو و الخ میبینید.
فا غ از بحث کاهش شدید هزینه های تولید و اصالتی که باید تو تمام خودروهای یه شرکت جریان داشته باشه(چراغهای دوتایی جلو، جلوپنجره کلیوی که بارزترین این موارد هستند) بنظرم این نزدیکی طراحیها باعث میشن اشخاص با همه طیف بودجهای بتونن یه بامو داشته باشن که میدونن از برادران کوچکتر سری هفت، پرچدار شرکته.
mahdi.mp
۱۵ آذر ۱۳۹۶ببخشید شما تو برندهای دیگ ام فرقی نمیبینی آنچنان..مثلا بنز (با اینکه هیچ شکی تو عالی بودنش نیس) یا خیلی از کمپانی های دیگه چه از آمریکاش گرفته یا آلمان یا ایتالیا یا کشورای آسیایی یا بقیه ماشین سازا….یه جورایی هر برندی یه سبک طراحی رو داره که تو تمام مدلاش ریشه داره…مهم اینه مدل به مدل اون سطح توقعی که خریدارشون از اون ماشینو دارن براورده کنه
DEADPOOL
۱۵ آذر ۱۳۹۶خیلی این ماشینو دوست دارم لعنت بهش?
امیر
۱۶ آذر ۱۳۹۶یکی از گلهای سر سبد بی ام دبلیو