«گوردون واگنر»، طراح ارشد خودروسازی مرسدس بنز، از تاثیرات هوشمصنوعی در صنعت خودرو میگوید.
سرطراح مرسدس بنز باور دارد ک هوشمصنوعی میتواند طراحان تا ۱۰ سال دیگر بیکار کند. گوردون واگنر در یک رویداد تازه در ساختمان مرسدسبنز در شهر میامی به این موضوع حساس در زمینه طراحی خودرو اشاره کرد.
از ابتدای زمانی که صنعت خودرو پا به عرصه وجود گذاشت، طراحان خودرو بخشی جدانشدنی از آنها بودهاند. طراحان بزرگ با تکیه بر دانش طراحی و شناخت مناسبی که از مهندسی و کاربرد اجزا در خودرو داشتند، موفق شدند تا برخی از پرفروشترین یا خاطرهانگیزترین خودروهای جهان را بیافرینند.
اما حال با آغاز عصر خودروهای برقی که خود حاشیههای زیادی را در بر دارند، پیشزمینههای اغاز فعالیت هوشمصنوعی در بخشهای مختلف صنعت و حتی هنر هم آغاز شده است. هر چند که با برقیشدن خودروها و آغاز این انقلاب مهم، کار طراحان مهم از همیشه شده است و این افراد هستند که باید چهره نسل بعدی خودروها را مشخص کنند. با این وجود، بسیاری از آنها و حتی طرفداران قدیمیتر صنعت خودرو باور دارند که استفاده از هوشمصنوعی و حذف طراحی انسانی، هویت را از خودروها خواهد گرفت.
امروزه حتی سرطراح مرسدسبنز هم باور دارد که جانشینش در شرکت یادشده، یک مدل هوشمنصوعی خواهد بود. او در مصاحبه خود با رسانههای آمریکایی گفت:
ما هماکنون با هوشمنصوعی کار میکنیم. درحال حاضر، ۹۹ درصد از خروجیهایش بهدردنخور هستند. مشکل اساسی هم همین است. هوشمنصوعی خروجی بالایی دارد اما باید بتوان چیزهای خوب و بد آن را هم از جدا کرد. تنها ۱ درصد محتوای خوب دارد که باید از آن آموخت.
بگذارید هر روز بهتر شویم. هوشمنصوعی راه و روش طراحی ما را بهشکلی سهمگین تغییر خواهد داد. باور دارم که شاید تا ۱۰ سال دیگر، بیشتر طراحیها به دست هوشمنصوعی انجام خواهد شد. جانشین من هم یک ماشین خواهد بود و هزینه کمتری را هم بردوش شرکت خواهد گذاشت.
انقلاب هوشمنصوعی که از انقلاب پیشرانههای برقی در صنعت خودرو هم بزرگتر خواهد بود، تغییری بسیار بزرگ در صنایع مختلف و حتی سبک زندگی بشر امروزی خواهد گذاشت. این ابزار که گاه به مرزهایی ترسناک میرسد هماکنون با مشکلات بسیار متعددی دستوپنجه نرم میکند و نمیتواند طرحهای موفقیتآمیزی را در زمینههای هنری ارائه دهد.
واگنر در ادامه همین مصاحبه اعلام کرد که مرسدسبنز همچنان به تولید خودروهایی مجهز به کنترلهای فیزیکی ادامه خواهد داد. این برند که اخیرا استفاده از نمایشگرهای بزرگ در خودرو را حرکتی نهچندان لوکس قلمداد کرده بود، به تولید خودروهای خودران هم چشم دارد و هماکنون مدلهایی از سدانهای لوکس کلاس S و EQS را با فناوری خودران سطح ۳ به دست کاربرانش میرساند. واگنر میگوید که رسیدن به آینده تمام خودران هنوز مانند یک رویایی علمی-تخیلی است و هزینه زیادی را روی دوش شرکتها میگذارد. برای آشنایی بیشتر با این فناوری مقالههای «کاوش در فناوری خودران؛ آیا انسانیت واقعا در حال نابودی است؟» و «پیش نیازهای ورود خودروهای خودران به جاده چیست؟» را مطالعه کنید.
این مقام ارشد طراحی در مرسدسبنز در پاسخ به این سوال که آیا شرکتش به تولید محصولاتی بدون فرمان یا دنده روی خواهد آورد یا نه، جواب داد:
شاید نهایتا این کار را انجام دهیم اما در آینده نزدیک خبری از آن نخواهد بود. ما همیشه فرمان خواهیم داشت، حداقل تا آیندهای که هماکنون میتوانیم متصور شویم. با رشد سیستم خودران، خودروها به فضایی برای زندگی تبدیل خواهند شد. خودروی آینده یک گوشی چرخدار نیست بلکه خانهای هوشمند و متحرک است.
با نظر به دیدگاه واگنر که یکی از پیشروترین طراحان صنعت در دهه اخیر بوده است، میتوان به این نتیجه رسید که طراحان بزرگ جهان هماکنون درحال آمادهسازی خود برای کنترل وضعیت چهره خودروها در آینده هستند. اما اینکه در این کار موفق خواهند شد یا نه، به آینده موکول خواهد شد. نتیجه آغاز حیات هوشمصنوعی چه خواهد شد؟ کسی هنوز نمیداند. برای آشنایی بیشتر با این زمینه میتوانید مقاله “استفاده بی ام و از هوش مصنوعی برای طراحی خودروها!” را مطالعه کنید. نظر شما درباره رشد این فناوری بشری چیست؟
Ahmad
۱۳ اسفند ۱۴۰۳خب خدا رو شکر که شما بیکار میشین چون شماها واقعن گند زدید به طراحی ها اون کمپانی بنز که اسمش رو یه تریلی نمیکشید الان با این طراحی ها به قهقرا رفته
NAVID@@98
۱۳ اسفند ۱۴۰۳نه اتفاقا همیشه هرچیز اول۱ مرسدس بنز و فورد هرچیز اول۱ بودن و الانشم هستن
چون کلا 👑🥇هرچیزاول۱اروپاآمریکاهرچیزاول۱🥇👑 هستن
طراحی و هرچیز کسی به گرد پاشونم نمیرسه و دیگران باید برای دوم شدن به بعد از اینا رقابت کنند
همون طراحی bz4x سه چرخ هم از سر بعضیا هم زیاتیه
بعضیا
چه میدونند طراحی چیه دیگه
ناتو
۱۳ اسفند ۱۴۰۳بیان ایران کار برای همشون تو قسمت فرهنگی وبسیج ادرات در ایرانخودرو و سایپا هست
محمد
۱۳ اسفند ۱۴۰۳ایران خودرو و سایپا مگه بسیج دارند؟!!
B
۱۳ اسفند ۱۴۰۳یه درصد فکر کن نداشته باشن
مازیار
۱۳ اسفند ۱۴۰۳گریزناپذیره
و به نظرم اوائل کار ممکنه با مقبولیت زیادی مواجه نشه اما در نهایت بهترین انتخاب خواهد شد
اون بنز کوپه عکس اول هم خوبه
دکتر استاپ
۱۳ اسفند ۱۴۰۳حالا فهمیدیم که XM و g90 از کجا اومدن
آرین
۱۳ اسفند ۱۴۰۳خب دومین شغل مورد علاقه بنده ترکید
تنها یک گزینه مانده
علی جردن
۱۳ اسفند ۱۴۰۳اگر هوش مصنوعی جانشین نیروی انسانی می شد بجای اینکه خط بدنه رولزرویس هارو با کار دست کشیده بشه می سپردن به ربات نقاش!
ظرافت و لطافت در محصول و حتی خبر از نیازهای دقیق انسانی صدرصد از عهده هوش مصنوعی بر نمیاد پس هیچ کس کارخانه مرسدس بنز رو بصورت کامل در اختیار هوش مصنوعی قرار نمی ده اگر خطای انسانی باشه اتصالی و ویروسی دستگاهی هم هست
هوش مصنوعی کارهارو راحت تر می کنه و اگر انسان نظارت داشته باشه پروژه ها دقیق تر میره جلو با سرعت نور انسان پیشرفت می کنه
علی جردن
۱۳ اسفند ۱۴۰۳مثلا اگر همین سرچساده گوگل زمان اهرام مصر بود دنیای الان خیلی پیشرفته و تکنالاژیک تر از الان بود و به خیلی از شایعات و جهل انسانی در زمان خودش پایان می داد و از الانمون جلوتر بودیم پس لطفا همه رقیبا و رفیقا و غریبه ها باهم متحد باشیم و از همه مهمتر پشت هم در بیاییم حامی همدیگه باشیم
Khosrow
۱۳ اسفند ۱۴۰۳چـی تـر؟ :))
علی جردن
۱۳ اسفند ۱۴۰۳منظور پیشرفت و Technology تکنالاژی بود که برای بشریت لازمه
phonix
۱۴ اسفند ۱۴۰۳اون خط روی بدنه رولزرویس تنها دلیلی اینکه با دست کشیده میشه … نشون دادن دست ساز بودن خودرو . خاص بودن و تجملشه …
هیچ وقت هم ماشینی نمیشه .
مثل مقایسه فرش ماشینی و دست باف میمونه .
Titanium
۱۳ اسفند ۱۴۰۳واقعا طرح های خوبی زده اما نه فقط انسان
______________
۱۳ اسفند ۱۴۰۳بعید میدونم هوش مصنوعی بتونه جای اون طراحی های افسانه ای رو بگیره
حداقل خوبه تا اینده نزدیک فرمون و دنده از روی ماشینا برداشته نمیشه 😁😒
من
۱۳ اسفند ۱۴۰۳بعنوان یک طراح معمار میدونم که در هر زمینه ای که به طراحی مربوط باشه در آینده نزدیک هوش مصنوعی قراره بیشتر کار رو انجام بده و انسان به عنوان ناظر در کنار هوش مصنوعی به بالاترین ظرفیت کاریش برسه، ۵۰ سال پیش برای ترسیم نقشه های یک ساختمان اگر دو ماه زمان نیاز بود ده سال پیش همون نقشه هارو با نرم افزار CAD تو یک هفته ترسیم میکردن و الان هوش مصنوعی دست و پا شکسته تو چند ثانیه رسم میکنه، که اگه کامل بشه و ایراداتش رفع بشه دیگه خطای انسانی هم نداره، تصور آینده هیجان انگیزه ولی خودش نه
مزدک
۱۴ اسفند ۱۴۰۳زمانی که در نیمه ی اول قرن نوزدهم میلادی، اروپایی ها (مخصوصا فرانسوی هایی مثل نی ئپس و داگر و…) فن عکاسی رو، با استفاده از چاپ تصاویر عینی؛ بر روی سطح آغشته به برومید نقره ابداع کردن، از اونجایی که تصاویر حاصل از این تکنیک، ثبت عینی و دقیق طبیعت بود، که از نظر بسیاری، به نوعی غایت تلاش هنرمندان ادوار گذشته ی تاریخ در نظر گرفته می شد، تعداد زیادی از اساتید آکادمی های سلطنتی هنرهای تجسمی اروپا، که رهبری این عرصه رو (به ویژه در پاریس، به عنوان اصلی ترین مرکز فرهنگی/هنری جهان پیشامعاصر)، بر عهده ی خودشون می دونستن! شروع به ارائه ی بیانیه ها و مانیفست هایی با موضوع پایان هنرهای تجسمی (به ویژه طراحی و نقاشی) کردن! با چه توجیهی؟ خوب طبیعتا وقتی که دوربین عکاسی، صحنه ای مثل لحظه ی تاجگذاری ملکه ویکتوریا رو، با دقت کامل، و مطلقا وفادار به حقیقت اتفاق، ثبت می کنه؛ دیگه دلیلی وجود نداره که بعد از انجام مراسم تاجگذاری اصلی، تعداد زیادی سیاهی لشکر جمع بشن، و برای روزها، در خدمت یک نقاش قرار بگیرن، تا اون به اصطلاح آرتیست! بعد از کلی تلاش و هزینه، یک کپی غیر واقعی تولید کنه! تازه اون هم با جزئیاتی که بعضی از اونها در حقیقت ماجرا وجود نداشته، و جای بعضی دیگه از پدیده هایی که در واقع امر اتفاق افتاده، اما توسط نقاش (به عمد یا سهو!) دیده نشده، خالیه!
با این توجیه در ظاهر منطقی! که به وسیله ی بیرق داران هنر جهان اون روزگار ارائه شده بود، بسیاری از کسانی که به واسطه ی خرده استعداد، یا توانایی های تکنیکی شون، نقاشی رو به عنوان شغل خودشون انتخاب کرده بودن، و تا اون دوران، کم و بیش سفارش هایی دریافت؛ و با درآمد حاصل از اونها، زندگی خودشون رو تأمین می کردن، دچار تردید و وحشت از آینده ی محتومی شدن، که بزرگان اون عرصه (با همون بیانیه ها و مانیفست های پایان نقاشی!)، براشون ترسیم کرده بودن، و خیلی از اون افراد، طراحی و نقاشی رو رها کردن، و به دنبال یادگیری فنون دیگه ای، جهت امرار معاش رفتن!
اما درست در همون زمان، در همون کشور فرانسه، و خارج از چارچوب های بسته ی آکادمی های سلطنتی (که نگاهشون به هنرهای تجسمی ای که ادعای رهبری اون ها رو داشتن، در حقیقت یک نگاه مطلقا اقتصادی و تکنیکی بود؛ و از ترس عدم دریافت سفارشاتی، که تا پیش از اختراع عکاسی، از دربارها و کلیساها می گرفتن، شروع به بیانیه دادن-مثل بیانیه ی جناب گوردون واگنر!- کرده بودن)، چند هنرمند مستقل، که همون آکادمیسین ها، بخاطر نوع نگاه متفاوت شون به هنر، اونها رو جزئی از عالم هنر در نظر نمی گرفتن! مثل پل سزان، با تفکر دقیق و برآورد واقعی توانایی ها و محدودیتهای عکاسی، به این نتیجه ی صحیح رسیدن، که عکاسی؛ بر خلاف دید طبیعی انسان، که دو چشمی و انتخابگر هست، یک دید تک چشمی و غیر انتخابگر داره، و تنها نقطه ی قوت اون تکنیک، نسبت به نقاشی، در ثبت و ارائه ی دقیق تر تصاویر تاریخی/روایی هست. پس اگر نقاشان، بجای گرفتن سفارشات درباری و کلیسایی، برای ثبت اتفاقات تاریخی (که عکاسی خیلی دقیق تر و راحت تر انجامشون می ده!)، به کارکرد اصلی هنرهای تجسمی، یعنی بیان احساسات هنرمند؛ با برداشت از تاریخ و جغرافیای طبیعی بپردازن، گسترش عکاسی؛ هیچ تداخلی در فعالیت اونها بوجود نخواهد آورد.
از اونجا به بعد، بر طبق نظرات پیشروی سزان، دوره ی هنر مدرن، با جنبش هایی مثل فوویسم، امپرسیونیسم، اکسپرسیونیسم، کوبیسم و…، به چنان حدی از شهرت و اعتبار دست یافت، که پیش از اون، تنها در دوران اوج هنر رنسانس (دوره ی اساتید کهن -داوینچی، میکل آنژ و رافائل)، چنین اعتبار و غنایی در عالم هنر مشاهده شده بود!
امروز هم همینطوره! اونهایی که به هنر طراحی (در هر قالبی، از طراحی و نقاشی و پیکره سازی فیگوراتیو گرفته، تا طراحی صنعتی، که خودرو هم یکی از زیرشاخه های اون هست)، به شکل کاسب کارانه و صرف امرار معاش نگاه می کنن، نگران این هستن، که هوش مصنوعی جاشون رو بگیره و بی کار بشن و از نون خوردن بیوفتن! این طیف افراد، اصولا تنها چیزی که از هنر یاد گرفتن، تکنیک های اجرایی هست، که هر انسان عامی و بی استعدادی هم، می تونه تمام اون تکنیک ها رو در سه سال یاد بگیره، و اصطلاحا “اوستاکار” بشه! این طیف عظیم هنرمند نیستن؛ بلکه تکنسین فنی هنرن!
از اون طرف؛ اونهایی که به واسطه ی نبوغ و استعداد خاصشون، درک کردن که هنر چیزی بسیار وسیع تر از تکنیک هست، و تمامی تکنیک ها تنها ابزارهای ساده ی اجرایی هستن و بس! با قدرت تمام در حال تولید ایده های نابی هستن، که نهایت توانایی برترین هوش مصنوعی ای که بشر امکان ساخت اون رو داشته باشه، گزینش اون ایده های ناب؛ و کنار هم قرار دادن اونها، برای تولید یک محصول زیبا خواهد بود، که قطعا خود اون هنرمندان حقیقی (که به آینده ی هوش مصنوعی که هیچ! حتی به وجود اون هم فکر نمی کنن)، هزاران ایده ی بکرتر، زیباتر و کامل تر از اونها، در آستین دارن!
کسی که در عالم هنر فعال هست؛ و مثل گوردون واگنر! نگران آینده ی شغلیش، به واسطه ی گسترش کاربرد هوش مصنوعیه، قطعا هنوز متوجه نشده، که هیچ تضمینی وجود نداره، که یک استاد مطلق مسلط به اتوکد، تری دی مکس، مایا، کتیا، سالیدورک، راینو و…، که تمام مبانی معماری و کل کتاب استانداردهای نویفرت رو هم از بر باشه، تبدیل به لوکوربوزیه، لوید رایت، رنزو پیانو یا تادائو آندو که هیچ، حتی یک معمار خوب معمولی بشه! همونطور که استادان طراحی فیگوراتیو و خدایان رنگ شناسی و رنگ سازی و رنگ گذاری هم (که الی ماشالله کم هم نیستن!)، بوتیچلی، کاراواجو، سزان و هاکنی که هیچ، حتی یک نقاش معمولی هم نشدن! پس انتظار نداشته باشیم که از گوردون واگنرها هم، جیوجارو، پنین فارینا، یا برتونه بوجود بیاد!
روح بزرگانی چون ژوزف فیگونی، ژاک ساوتشک، اوگو زاگاتو، سرجیو پینین فارینا، مارچلو گاندینی و برونو ساکو، دارن به این توهمات گوردون واگنر، قاه قاه می خندن. بخندید بزرگان… نوشتان باد
من
۱۴ اسفند ۱۴۰۳خلاصه صحبت شما اینه که هوش مصنوعی براساس داده های قبلی طرحی رو ایجاد میکنه و ابتکار و نوآوری انسان رو نداره
بنظر شما اگر این ابتکار عمل و نوآوری به تواناییهای هوش مصنوعی اضافه بشه چه اتفاقی میوفته؟
اون موقع کی برنده این رقابته؟ هوش مصنوعی یا انسان
مزدک
۱۴ اسفند ۱۴۰۳البته اگر اونچه که قصد داشتم بگم، قابل ساده سازی؛ تا حدی که شما ازش برداشت کردید، بود، خوب خیلی ساده، به همون حد محدودش می کردم! اتفاقا اونچه عرض شد، کوتاه ترین چکیده ی تمام تأسف بنده؛ بر دنیایی هست، که تکنسین هاش آنچنان جای هنرمندها رو پر کردن، که باعث شدن این امر به عامه ی مردمانش مشتبه بشه، که روزی فرا می رسه، که نه حتی مفعول، بلکه محصول! به جای فاعل خواهد نشست! و آنچه شما به عنوان خلاصه برداشت کردید، شاید آخرین، یا کم اهمیت ترین بخش از دیدگاه هایی بود، که بنده در این کامنت بیان کردم.
چکیده ی پرسش شما، از نظر فلسفی این هست: آیا فعل (ساختن هوش مصنوعی یی که ابتکار عمل و نوآوری به توانایی هاش افزوده شده باشه)؛ می تونه ناقض وجود (از میان برنده ی کاربرد؛ و نابودگر معنای حیات اون موجودی، که اون هوش مصنوعی خاص رو تولید کرده) بشه؟
اگر مشکلی با سفسطه کردن نداشتم، پاسخ شما رو، با تشبیه سؤالات تون، به نمونه هایی مثل اینها؛ خیلی راحت می دادم:
آیا خداوند می تونه سنگی بسازه؛ که خودش نتونه اون سنگ رو تکون بده؟
یا:
آیا خدا می تونه دنیا رو در یک تخم مرغ جا بده، بدون اینکه تخم مرغ رو بزرگ، یا جهان رو کوچک کنه؟
اما به جای این کار، از اصول محکم و اثبات پذیر منطق شرطی استفاده می کنم، که بین گزاره های متناظر، شروط لازم و کافی رو بررسی کرده، و در صورتیکه پاسخ حتی یکی از دو پرسش؛ منفی باشه، گزاره از منظر منطقی “کاذب” هست.
مصداق اول بررسی:
لازم است که هوش مصنوعی؛ برای شکست دادن خالق خود، ابتکار عمل و نوآوری را به مجموعه ی داشته هایش بیفزاید. (Yes)
کافی است که هوش مصنوعی؛ برای شکست دادن خالق خود، ابتکار عمل و نوآوری را به مجموعه ی داشته هایش بیفزاید. (No)
توضیح: برتری وجود (انسان)، نسبت به فعل (ساخته هایش مثل هوش مصنوعی)، تنها از نظر ابتکار عمل و نوآوری برتر نیست! بلکه طبیعتا بسیار برتری های دیگه ای هم نسبت به مخلوقات خودش داره. از جمله مثلا؛ در زمانی که دموکریت یونانی (قرن پنجم قبل از میلاد مسیح)، جهان مادی رو متشکل از اتم ها دونست! اونم توی دوره ای، که حتی عدسی هم درست نشده بود، چه رسد به میکروسکوپ! کدوم هوش مصنوعی همزمان با دموکریت، می تونست به چنین درکی از ساختار هستی برسه؟
مصداق دوم بررسی:
تکامل هوش مصنوعی؛ برای رسیدن آن به ابتکار عمل و نوآوری، لازم است. (Yes)
تکامل هوش مصنوعی؛ برای رسیدن آن به ابتکار عمل و نوآوری، کافی است. (No)
توضیح: طبیعتا تنها تکامل هوش مصنوعی؛ برای رسیدنش به ابتکار عمل و نوآوری کافی نیست! چون از نظر منطقی، نسبت دادن شرایطی که مسبوق به هیچ سابقه ای نباشه (مثل بازسازی نبوغ انسان، که قبلا هرگز اتفاق نیفتاده!)، به یک گزاره ی مقدم (مثل تکامل هوش مصنوعی!) مردود خواهد بود.
در واقع؛ حتی نامحدود هم درگیر محدودیته! ما امروز می تونیم درباره ی تکامل هوش مصنوعی در آینده حرف بزنیم، اما منطقا نمی تونیم حدود این پیشرفت رو، از محدوده ی تکرار پذیر و مستمر تکامل نمونه های مشابه فراتر ببریم! در حقیقت؛ بررسی روند تکامل احتمالی x در آینده، باید بر طبق منطق تکامل موارد مشابه، مثل q و y و z (که مثلا همگی از خانواده ی حروف الفبای لاتین هستن!) باشه؛ نه مثلا بر طبق روند تکامل وال ها! که هیچ نوع ارتباط معناداری با x ندارن؛ یا بر طبق یک روند تخیلی تکامل، که هیچ سابقه ی قبلی هم، در هیچ کجای تاریخ نداشته!
مصداق سوم بررسی:
جهت حداکثر بهره وری از ابتکار، نوآوری و نبوغ انسان در زمینه های مختلف، لازم است که از هوش مصنوعی بهره گرفته شود. (No)
جهت حداکثر بهره وری از ابتکار، نوآوری و نبوغ انسان در زمینه های مختلف، کافی است که از هوش مصنوعی بهره گرفته شود. (No)
توضیح: نیازی به توضیح بیشتر وجود ندارد!
از دوستان عزیزم بسیار عذرخواهی میکنم، که تحت هیچ شرایطی، امکان ساده تر کردن این متن وجود نداشت! بنده رو ببخشید… با احترام؛ امیدوارم مخاطب کلام بنده، محتوای عرایضم رو درک کنه.
من
۱۵ اسفند ۱۴۰۳البته که هنر جایگاه بالایی در تمدن بشری داره و تا زمانی که هنر برای هنر معنی داشته باشه هنرمند هم جایگاه بالایی داره
دانش شما در کامنت اولتون برای من احساس نزدیکی بین خودم و شما ایجاد کرد و برای همین شمارو ریپلایی کردم تا یک بحث شکل بگیره تا از نظرات همدیگه استفاده کنیم و در پاسخ به صحبت شما در کامنت دوم هم بله کاملا برای من قابل درکه، شما فرض من رو که گفتم ” اگر این ابتکار عمل و نوآوری به تواناییهای هوش مصنوعی اضافه بشه ” زیر سوال بردید و با منطق فلسفی که خودتون دارید ردش کردین و به نوعی از جواب مستقیم دادن فرار کردید (البته که هیچ کدام از سه مصداق شما درست نیست یا حداقل کامل نیست)
برای من منطق فلسفی (اثبات فلسفی) ارزشمند نیست و نگاه من از منظر منطق علمی (اثبات علمی) هست
پس اولویت های من بین علم (اثبات علمی)، منطق و فلسفه (اثبات فلسفی) به همین ترتیب هست که نوشتم و اگر علم موضوعی رو اثبات کنه که با منطق من سازگار نباشه منطق خودم رو تغییر میدم اما شما داری از فلسفه به منطقی میرسی که علم رو تحت تاثیر قرار میده که اشتباهه البته شما مقصر نیستی، سیستم آموزشی ما به اشتباه در مدارس مبنا رو بر منطق فلسفی چیده و خیلی جاها اون رو مقدم بر منطق علمی دونسته، از اونجایی که این شکل از منطق در کشور ما فراگیر هست من باهاش کاملا آشنا هستم میدونم شما با منطق خودتون در جایگاه کاملا درستی هستید و بهتون حق میدم که من رو در مسیر اشتباهی ببینید و در عین حال من هم همین نظر رو درباره شما دارم و زیبایی بحث کردن همینه
ایلیا
۱۴ اسفند ۱۴۰۳همچیش به کنار اما یه بخشی از عشق و علاقه و ذوق رو انگار دارن ازت میدزدن ، خیلی هم خوبه رشد میکنن هزینه و نیرو الکی صرف نمیکنن اما یجورایی جالب نیست
حجتاله براهنی
۱۴ اسفند ۱۴۰۳اگر گوردون واگنر همینجوری به طراحیهای زشتش تو مرسدس ادامه بده، قبل از هوش مصنوعی باعث بیکار شدن خودش و هزاران نیروی بنز خواهد شد. البته هنوز کار داره تا به ب ام و برسه.
یک غریبه
۱۴ اسفند ۱۴۰۳هوش مصنوعی رو خود انسان ها ساختن همونطور که انسان ها رو خالقش آفریده
هر چند هوش مصنوعی شاید از یه طراح دقیق تر و پر سرعت تر باشه ولی اون علاقه و استعدادش و احساساتی که یک انسان،یک طراح برای طراحی یک خودرو رو که برای خلق کردن ظاهر یک خودرو رو میخاد زمان صرف کنه رو نداره
البته من فقط یه نظر دادم
مزدک
۱۶ اسفند ۱۴۰۳درود بر شما، دوست عزیز “من”
واژه ی منطق به طور کلی، دارای یک معنای کاملا مشخص و غیر قابل تحریفه؛ حالا چه اون رو به انفراد، وسط یک لطیفه به کار ببریم! چه به عنوان یک پیشوند، یا هر نوع اضافه ای برای علم، فلسفه یا هر … دیگه ای، هیچ تغییری در معنای اون، به عنوان “اصول روشمند استنتاج”؛ ایجاد نخواهد شد، و مبدأ اون ناچارا به “ارگانون” ارسطو برمی گرده، و یکی از شاخه های فلسفه ی قاره ایه (هرچند فلاسفه ی تحلیلی کمبریج، فلسفه رو زیرمجموعه ی منطق می دونستن! و برای اولین بار، شاخه ای از منطق رو شکل دادن؛ که قرار بود شیوه ی منطقی استنتاج رو، به فضایی بجز تفکر فلسفی ببره، یعنی فضای ریاضیات!)، و با توجه به این پیشینه، قطعا زیرمجموعه ای از علوم انسانی هست؛ نه دانش تجربی!
امروز در ریاضیات، علم رایانه و علوم شناختی (مثل هوش مصنوعی)، ما شاخه ای در مباحث فلسفی این علوم، به عنوان اصول روشمند استنتاج در هر یک از این دانش ها رو، بر پایه ی منطق داریم، که در حقیقت هدف این مباحث، تعیین مسیر صحیح استنتاج در علوم تجربی هست (چراکه به طور کلی؛ شیوه های استنتاج، یک مبحث فلسفی/منطقی هست، نه یک چارچوب از دانش تجربی). پس به هر شکلی هم که نگاه کنید، نمی تونید از زیر بار منطق (به عنوان بخش مهمی از فلسفه)، شونه خالی کنید، با این توجیه که: برای من منطق فلسفی ارزشمند نیست؛ و من به منطق علمی نظر دارم! اگر منظورتون این هست که صرفا برای دانش تجربی، به عنوان راه حل تمام پرسش ها، اعتبار قائل هستید؛ نظر شما محترم هست (با وجود نقد مفصلی که به این دیدگاه دارم، اما این فضا برای چنین مباحثی تعریف نشده، و در همین حد از اطاله ی کلام هم در این موضوع، از حوصله و کارویژه ی این فضا خارج هست!). اما وقتی صحبت از “منطق علمی” مطرح می کنید، در واقع ناخواسته یا …؛ دارید همون چیزی رو که قصد انکارش رو دارید، تأیید می کنید!
حتی اگر بخواید این بحث رو در چارچوب علوم تجربی هم پیش ببرید، پرسش ساده ی من این هست، که با این پیش فرض ثابت علم، که دانش تجربی بر پایه ی مراحل پیشرفت یک ایده (کانسپت)، تا تبدیل بر پایه ی تجربه ی در شرایط ثابت همون ایده؛ به یک نظریه ی قابل تأیید، بر اصل امکان تکرار پذیری پیوسته ی اون تجربه، در شرایط ثابت اون نظریه استوار شده: چطور می تونید گزاره ای رو که هنوز از سطح ایده ی اولیه (اضافه شدن ابتکار عمل و نوآوری، در حد بالاترین نمودهای نبوغ انسانی، به کارآیی های هوش مصنوعی، که بشر امروز تا این حد از دستیابی بهش فاصله داره!) عبور نکرده، به عنوان یک سنجه، برای قیاس عینی با موقعیت دانش تجربی امروز بشر مطرح کنید؟
هر زمان هوش مصنوعی ای با این حد از تکامل اختراع شد، امکان ادامه ی این بحث؛ در چارچوب علوم تجربی هم وجود خواهد داشت. وگرنه در شرایط حاضر، تمام این صحبت ها، مطلقا انتزاعی، و طبیعتا در چارچوب گسترده ی عام علوم انسانی، و به شکل خاص؛ مباحث فلسفی قرار خواهد گرفت!
پانوشت: با توجه به اینکه فرمودید: “البته که هیچ کدام از سه مصداق شما درست نیست یا حداقل کامل نیست”! لطفا ایرادات فنی این مصادیق رو، در همان چارچوب “منطق گزاره های مشروط” (که مصادیق ذکر شده ی بنده، در آن چارچوب تعریف گردیده)، توضیح داده، و نمونه ی اصلاح شده بر طبق همان نظرات را، ذیل آن مطلب، تقریر فرمایید.
با سپاس فراوان