اینیوس گرنادیر به مصاف لندروور دیفندر و فورد رنجر رپتور رفته است تا ببینیم در بخش خودروهای آفرود ۴×۴ کجا قرار میگیرد.
راهاندازی یک شرکت خودروسازی از صفر کار آسانی نیست اما زمانی که رئیس شرکت پتروشیمی اینیوس متوجه شد لندروور دیفندر جدید خودرویی نیست که او میخواهد، دقیقاً همین کار را انجام داد. نتیجه، خلق شاسیبلندی آفرودی بنام گرنادیر با ویژگیهای سنتی بود که وعدهٔ تواناییهای آفرود پیشرو در این کلاس را داده است. برای اینکه ببینیم گرنادیر چند مرده حلاج است، آن را در برابر خودرویی قرار دادهایم که قرار است جایگزینی برای نسل اول آن باشد.
همچنین بخوانید: مقایسه نسل جدید تویوتا پرادو با لندروور دیفندر، جیپ رانگلر و فورد برانکو
لندروور دیفندر در سه اندازهٔ مختلف بدنه و طیف گستردهای از پیشرانهها عرضه میشود که برای رقابت با گرنادیر مدل چهاردر ۱۱۰ در نسخهٔ دیزلی D250 را انتخاب کردهایم اما در تصاویر نسخهٔ دودر ۹۰ را میبینید. عضو سوم این جمع شاید انتخابی غیرمعمول به نظر برسد اما مثل اینیوس، فورد رنجر رپتور هم برای خریدارانی که خواهان آفرودر متفاوتی هستند جذاب خواهد بود. این ماشین به لطف پیشرانهٔ V6 توئین توربو و تعلیق اختصاصی، بیشتر یک آفرودر پرفورمنس است تا پیکاپ. ما با هر سه خودرو راهی آفرود میشویم تا ببینیم عملکردشان چگونه خواهد بود.
اینیوس گرنادیر
اینیوس، گرنادیر را بهعنوان یک ۴×۴ سرسخت و همهجارو معرفی کرده است که تواناییهای آفرود عالی دارد. این اما خودروی ارزانی نیست و قیمت آن در تیپ تریلمستر از ۷۶ هزار پوند آغاز میشود.
ویژگیهای فنی
اینیوس برای تولید گرنادیر کارخانهٔ سابق اسمارت در فرانسه را خرید که تحت نظارت شرکت مگنا خواهد بود. همچنین بسیاری از قطعات این خودرو هم از شرکتهای معتبر گرفته شده است. اینیوس نهتنها پیشرانههای شش سیلندر بنزینی و دیزلی بلکه سیستم اطلاعاتی-سرگرمی را هم از بامو گرفته، گیربکس و کمکفنرها ساخت ZF هستند، ترمزها از برمبو گرفته شده و برای لاستیکهای از نمونههای آلترین گودریچ BF استفاده شده است. این ماشین از شاسی مستقل نردبانی بهره میبرد و در تمام مدلها به قفل دیفرانسیل مرکزی مجهز است.
روی جاده
هرچند تمرکز اصلی گرنادیر روی آفرود است اما روی جادههای آسفالت هم رفتار بدی ندارد. سیستم فرمان ساچمه چرخان این خودرو هرچند بهاندازهٔ سیستم رک اند پینیون دقیق نیست اما وقتی به آن عادت کنید استفاده از آن آسان خواهد بود. مشکل بزرگتر اما دایرهٔ چرخش بزرگ ۱۳.۵ متری گرنادیر است که حتی از رنجر هم بیشتر بوده و بنابراین مانورهای سرعت پایین نیاز به دقت خواهد داشت. با توجه به تمرکز خودرو روی آفرود، سواری آن روی آسفالت بهطور شگفتانگیزی خوب است و دستاندازهای بزرگ هرچند میتواند باعث لرزش شود اما هرگز ناراحتکننده نخواهد بود. لاستیکهای آلترین معمولاً سروصدای زیادی تولید میکنند اما در گرنادیر این صدا حتی در سرعتهای بزرگراهی هم بهخوبی سرکوب میشود. سروصدای باد هم با توجه به شکل جعبهای خودرو بسیار کم است. موتور ۳ لیتری بامو قدرت زیادی دارد و گیربکس هشت سرعته با واکنشهای فوری شتاب نرمی را فراهم میکند.
آفرود
جایی که گرنادیر واقعاً میدرخشد، خارج از آسفالت است و با ترکیبی از سه قفل دیفرانسیل، لاستیکهای آلترین و فاصلهٔ عالی از زمین، عملاً غیرقابل توقف خواهد بود. سیستم کنترل پایین رفتن از سرازیری حتی در شیبهای بسیار تند هم به نرمی خودرو را پایین میبرد و در جایی که رقبا به خاطر دخالت سیستم ABS شروع به تکان خوردن میکنند، اینیوس بهآرامی به حرکت خود ادامه میدهد.
کارایی
در داخل خودرو فضای بار و سرنشین قابلقبول است اما برای سهولت ورود به داخل خودرو پله رکابها ضروری خواهند بود زیرا ارتفاع کف کابین بالا است. درِ صندوق با نسبت ۲۵ به ۷۵ باز میشود اما برای بارگیری اشیاء کمی بزرگتر باید هردو در را باز کرد.
لندروور دیفندر
دلیل اصلی ساخت گرنادیر، مسیر متفاوتی بود که لندروور با نسل جدید دیفندر در پیش گرفت هرچند که آمار فروش نشان میدهد این تغییر موردتوجه خریداران قرار گرفته است. قیمت دیفندر ۱۱۰ ما در مدل D250 HSE از گرنادیر ۶,۵۰۰ پوند ارزانتر است اما سفارش آپشنها میتواند بهسرعت قیمت را افزایش دهد.
ویژگیهای فنی
برخلاف گرنادیر، پیشرانهٔ ۳ لیتری توربودیزل دیفندر ساخت خود جگوار-لندروور است و با وجود قدرت برابر، ۲۰ نیوتن متر گشتاور بیشتری دارد. دیفندر هم مثل رقیب از گیربکس هشت سرعتهٔ ZF استفاده میکند و بهصورت استاندارد به قفلهای دیفرانسیل مرکزی و عقب مجهز است که بهطور خودکار از طریق سیستم Terrain Response فعال میشوند. جایی که راه دو خودرو از هم جدا میشود سیستم تعلیق است زیرا درحالیکه اینیوس از کمکفنرهای سنتی استفاده میکند، دیفندر ۱۱۰ با تعلیق بادی عرضه میشود.
روی جاده
دیفندر در آفرود نمیتواند کاملاً در حد گرنادیر باشد اما روی آسفالت جبران میکند. با عرض بیش از دو متر، بزرگترین مشکل دیفندر تردد در شهرها و خیابانهای باریک است. به دلیل گلگیرهای مربعی بیرون زده، تشخیص عرض خودرو بدون استفاده از دوربین ۳۶۰ درجه دشوار خواهد بود. تعلیق بادی اما روی آسفالت در هر سرعتی سواری بسیار نرمی را فراهم میکند و فقط بزرگترین ضربهها در کابین احساس میشوند و انتخاب رینگهای بزرگتر هم تأثیر منفی روی کیفیت سواری ندارند. دیفندر نزدیک به ۲.۴ تن وزن دارد اما هنوز هم سبکترین خودروی این جمع محسوب میشود وزن خود را هم در پیچها و هم در خط مستقیم بهخوبی پنهان میکند.
آفرود
سیستم Terrain Response رانندگی در خارج از آسفالت را آسان میکند. فقط کافی است یک حالت را انتخاب کنید، سیستمهای الکترونیکی لندروور بقیهٔ کارها را انجام خواهند داد. یکی از مزیتهای سیستم تعلیق بادی هم امکان افزایش ارتفاع دیفندر برای مسیرهای آفرودی سختتر است. حداکثر فاصلهٔ دیفندر از زمین به ۲۹۰ میلیمتر میرسد که ۲۶ میلیمتر از گرنادیر بیشتر است. لندروور همچنین میتواند تا عمق ۹۰ سانتیمتری در آب حرکت کند که از دو خودروی دیگر بیشتر است.
کارایی
دیفندر ۱۱۰ با صندلیهای ردیف سوم سفارشی، میتواند تا ۷ نفر را در خود جای دهد. به لطف تعلیق بادی، میتوان ارتفاع خودرو را تا ۴ سانتیمتر کاهش داد تا ورود و خروج به کابین آسانتر شود. دیفندر ۹۰ در عقب تنگ است اما ۱۱۰ فضای زیاد و دید خوبی رو به بیرون دارد. درِ صندوق دیفندر اما یکتکه بوده و برای باز کردن نسبت به گرنادیر به فضای بیشتری نیاز دارد.
فورد رنجر رپتور
همانطور که در ابتدا اشاره شد، رنجر رپتور بیشتر یک آفرودر است تا پیکاپ. این خودرو با قیمتی بیش از ۶۰ هزار پوند، اصلاً ارزان نیست ولی بااینحال از هردو رقیب خود در اینجا قیمت کمتری دارد.
ویژگیهای فنی
رنجر رپتور توسط فورد استرالیا توسعه داده شده و از یک پیشرانهٔ ۳ لیتری V6 بنزینی توئین توربو با ۲۹۲ اسب بخار قدرت استفاده میکند. فاصلهٔ عرضی چرخهای رپتور از رنجر معمولی بیشتر است و در عقب بجای فنرهای شمش از تعلیق چند اتصالی استفاده میکند. به همین دلیل اما ظرفیت بار این نسخه نسبت به رنجر معمولی کاهش پیدا کرده است. مثل دیفندر، رپتور هم حالتهای رانندگی مختلفی دارد که خودرو را برای مسیرهای گوناگون تنظیم میکند.
روی جاده
رنجر راحتترین پیکاپ حال حاضر بازار بریتانیا محسوب میشود و سیستم تعلیق اختصاصی رپتور، این راحتی را به سطح بالاتری ارتقاء میدهد. بااینحال، طول ۵.۴ متری و دایرهٔ چرخش ۱۳ متری نشان میدهد که این پیکاپ برای رانندگیهای شهری مناسب نیست. کمکفنرهای اختصاصی رپتور با اینکه سواری نرمی را ارائه میکنند، بادیرول و حرکات بدنه را در سرعتهای بالا محدود میکنند درحالیکه موتور V6 بنزینی پاسخگویی خوبی دارد. گیربکس ۱۰ سرعته هم به نرمی دندهها را تعویض میکند. در سرعتهای بالا، صدای باد در رنجر بیشتر از رقبا است ولی بااینحال، رپتور هنوز هم یک کروزر راحت خواهد بود.
آفرود
رنجر هم مثل دیفندر از کروز کنترل آفرود بهره میبرد که سرعت را روی ۳۰ کیلومتر بر ساعت نگه میدارد. در حالت باها میتوان رنجر را خارج از آسفالت به سرعتهای بالایی رساند. سواری روی مسیرهای خشن کمی ناراحت است اما بااینحال میتوانید خیلی سریع رانندگی کنید و همچنان کنترل کامل خودرو را در اختیار داشته باشید. سیستم تعلیق ضربهها را به خوبی جذب میکند و پیکاپ پس از پرش، بهآرامی فرود میآید.
کارایی
در کابین رنجر رپتور شاهد تودوزی چرمی و فضای مناسبی هستیم اما فرم عمودی کابین باعث میشود صندلیهای عقب صافتر از دو رقیب شاسیبلند باشد. در اینجا همچنین بجای صندوقعقب، یک اتاق بار بزرگ وجود دارد که با نصب کاور روی آن میتواند امنیت بیشتری پیدا کند.
نتیجه
مقام اول: لندروور دیفندر
نقاط قوت: عالی در آنرود و آفرود، راحت در هر سرعتی
نقاط ضعف: تواناییهای آفرود ضعیفتر از اینیوس، آپشنهای گرانقیمت
وقتی دیفندر جدید معرفی شد، خیلیها لب به انتقاد گشودند اما بدون شک بازطراحی این ماشین برای قرن بیست و یکم جان تازهای به آن بخشیده است. دیفندر کیفیت رنجروور را با سرسختی بیشتری ارائه میکند که باعث جذابیت آن برای طیف بیشتری از خریداران میشود. تواناییهای مناسب و کیفیت داخلی بالاتر باعث پیروزی دیفندر در این رقابت شد.
مقام دوم: اینیوس گرنادیر
نقاط قوت: آفرود توقفناپذیر، تواناییهای شگفتانگیز روی آسفالت
نقاط ضعف: برخی دکمههای داخلی کمکیفیت، نامناسب برای رانندگیهای شهری
اگر فقط برای رانندگیهای آفرود به خودرو نیاز دارید، گرنادیر بهترین است. علاوه بر این، شاسیبلند اینیوس تواناییهای آفرود عالی را با رفتار مناسب روی آسفالت ترکیب کرده که بهجز در شهر، در اکثر جاها قابلقبول خواهد بود؛ بنابراین، اینیوس را باید تحسین کرد که از صفر خودرویی ساخته که به یکی از بهترینها در کلاس خود تبدیل شده است.
مقام سوم: فورد رنجر رپتور
نقاط قوت: جذابیت بالا در آفرود و آنرود، قیمت مناسب
نقاط ضعف: اندازهٔ بزرگ برای مانور دادن، ظاهری که مناسب همهٔ سلیقهها نیست
رنجر رپتور در بازار رقیب مستقیمی ندارد. این پیکاپ چابکی پایین خود را با ارائهٔ تجربهٔ رانندگی منحصربهفردی جبران میکند. رانندگی با رپتور در محیط مناسب بسیار جذاب است و درعینحال کارایی و راحتی مناسبی هم دارد که آن را به رقیب قابلتوجهی برای شاسیبلندها تبدیل میکند.
مقایسه مشخصات فنی
اینیوس گرنادیر | لندروور دیفندر D250 | فورد رنجر رپتور | |
پیشرانه | ۳ لیتری I6 توربودیزل | ۳ لیتری I6 توربودیزل | ۳ لیتری V6 توئین توربو |
قدرت (اسب بخار) | ۲۵۰ | ۲۵۰ | ۲۹۲ |
گشتاور (نیوتن متر) | ۵۵۰ | ۵۷۰ | ۴۹۰ |
گیربکس | ۸ سرعته اتوماتیک | ۸ سرعته اتوماتیک | ۱۰ سرعته اتوماتیک |
محور محرک | چهارچرخ | چهارچرخ | چهارچرخ |
شتاب صفرتاصد (ثانیه) | ۸.۸ | ۸.۳ | ۷.۹ |
حداکثر سرعت (کیلومتر بر ساعت) | ۱۶۰ | ۱۹۰ | ۱۸۰ |
مصرف سوخت (لیتر ترکیبی) | ۱۲.۲ | ۸.۵ | ۱۳.۴ |
طول / عرض / ارتفاع (میلیمتر) | ۴,۸۹۵ / ۱,۹۳۰ / ۲,۰۵۰ | ۵,۰۱۸ / ۲,۰۰۸ / ۱,۹۷۲ | ۵,۳۶۳ / ۲,۲۰۸ / ۱,۸۷۳ |
فاصلهٔ محوری (میلیمتر) | ۲,۹۲۲ | ۳,۰۲۲ | ۳,۲۲۰ |
دایرهٔ چرخش (متر) | ۱۳.۵ | ۱۲.۸ | ۱۳.۰ |
وزن خالص (کیلوگرم) | ۲۸۱۶ | ۲۳۶۱ | ۲۴۵۴ |
ظرفیت یدک کشی (تن) | ۳.۵ | ۳.۵ | ۲.۵ |
قیمت پایه (پوند) | ۷۶,۰۰۰ | ۷۰,۷۸۵ | ۶۰,۰۶۴ |
قیمت تستشده (پوند) | ۷۸,۷۳۰ | ۷۰,۷۸۵ | ۶۰,۰۶۴ |
Enzo Ferrari 2008
۱ آذر ۱۴۰۲واقعا دیفندر زیباست
مازیار
۱ آذر ۱۴۰۲گرنادیر پتانسیل خوبی داره و به عنوان اولین محصول خوب ظاهر شده
اما دیگه قرار نیست شاگرد بر استاد دست یابد
Sina
۱ آذر ۱۴۰۲وقتی گرنادیر رندرهای اولیشو نشون داد واقعا عاشقش شدم مخصوصا طراحی بیرونیش انگاری یکی بلاخره توی دنیا پیدا شد که حالیش بود آفرود یعنی چی…
؛؛یاد حرف فردیناند پروشه افتادم که ماشین مورد علاقه م رو پیدا نکردم واس همین خودم یکی ساختم؛؛
چونکه واقعا ماشین آفرود بدردبخوری که بگی اره این شد یه چیزی ما نداریم
ماشین آفرود یعنی اولویت آفرود قوی در مناطق گلی و صعب العبور_ دوام و جون سختی بالا _ فضای زیاد اتاق بعدش بری سراغ باقی موارد به شرط از دست ندادن سه مورد اول
هر آفرودیو نگاه میکنی یه جای کارش میلنگه
رانگلرو نگاه میکنی بخاطر قابلیت جدا شدن سقف و درهاش از تمام سوراخ سمبه هاش باد و بارون میاد داخل درب عقبشم که طراحی داغونی داره ۷نفره هم نیست
دیفندر که کلا مسیر پر استهلاک رو پیش گرفته
جی کلاسم که آنقدر درگیر شتابو پیسته که فراموشکرده قضیه چیه…خلاصه هر آفرودری یه مسخره بازی خودشو داره
اما گرنادیر واقعا میدونسته آفرود یعنی چی ولی خب متاسفانه امکانات یه ماشین ساز بزرگ رو نداره و دچار یه مشکل اساسی شده ؛ ؛ایده خوب ولی اجرای بد؛
طراحی داخلش رو اصلا جالب در نیاورده کاشکی از رانگلر کپی میزد و بعدش قیمتش واقعا گرونه و طرف نمیتونه متقاعد بشه که بیخیال یه برند معروف بشه و اینو انتخاب کنه….
نیما
۱ آذر ۱۴۰۲با این تفاسیر هنوز هیچ کمپانی ایی موفق نشده یه افرودر تولید و ارائه کنه!!!
چطوره جنابعالی یه کمپانی راه اندازی کنی«یه تراک مخصوص آفرود تولید کنی و به غولهای خودرو سازی دنیا یاد بدی چطور باید همچین محصولی تولید کرد🤭🤭🤭
Mr. gt c
۱ آذر ۱۴۰۲مشتری چرا باید فورد و لندروور رو ول و بره اینیوس گرنادیر بخره با ۴۰۰ کیلو اضافه وزن.
پیام
۱ آذر ۱۴۰۲داخل اینیوس گرنادیر طراحیش وحشتناکه!
sina
۱ آذر ۱۴۰۲هدف این بوده تا میشه شبیه نسل قدیم دیفندر باشه
90s culture
۱ آذر ۱۴۰۲داخلش رو می بینیم احساس می کنیم که فریاد می زنه: چیه!!!! چی می خوایی!؟؟ فقط سوارشو گمشو برووووو؛ مرد😶
یوسف
۱ آذر ۱۴۰۲واقعا این دیفندر همه جا سنگ محکه
۰۰۹۸سامورایی
۱ آذر ۱۴۰۲سه آفرودر با سه ساختار و شاسی و سیستم تعلیق متفاوت هر یک به شکل و مزایای خودش هر سه تا جذاب و خوبند.
sina
۱ آذر ۱۴۰۲رتکلیف به خاطر علاقه شخصیش اولش درخواست خرید حق امتیاز دیفندر رو به لندرور داد که مخالفت شد باهاش و بعدش تصمیم گرفت که خودش دیفندر خودشو رو بسازه که انصافا هم خوب شده.
نسخه دو درش هم 2025 میاد و گمونم بهتر باشه.
18:45
۱ آذر ۱۴۰۲احسنت به سلطان سلاطین، دیفندر👑👑
هنوزم نشون داد که دود از کنده بلندمیشه…
آنرود، آفرود، ایمنی، اصالت، قوای فنی همگی تراز اول💪
یادش بخیر اون اوایل همه میگفتن چون شاسی نردبونی دیگه نداره نمیتونه پیروز میدون بشه ولی الان دیفندر نشون داد همه چیز شاسی نردبونی نیست و همه عناصر و باید یکجا داشت و گاهی از ارزش های قدیمی باید فاصله گرفت چون مشتری ها هم طرز فکرشون عوض شده…
𝐀𝐥𝐢
۱ آذر ۱۴۰۲من انتخابم دیفندر خیلی چشمو گرفته
Siyavash
۱ آذر ۱۴۰۲مقایسه جالبی بود..سه مدل مختلف سه کارایی متفاوت ولی در یه مسیر….
ali_x76
۱ آذر ۱۴۰۲رنجر بنده خدا با همین انجین تو امریکا ۴۰۰ اسب قدرت داره.
وقتی وارد اروپا میشه لیمیت میکنن زیر ۳۰۰ اسب.
قدرتش در حد اکوبوست ۲.۳ لیتری (برانکو) شده.
ابوالفضل
۱ آذر ۱۴۰۲بازم نقاط ضعف بیخود برای سوم قرار دادن فورد
ظاهر که سلیقه ایه که نقطه ضعف نیست تازه ظاهرش هیچ مشکلی نداره ، کابین هم که بسیار زیباتر از اینیوس هست
قیمت مناسب تری هم داره
لااقل دوم میشد ، بهتر از اینیوس هم نیست با اون کابین مسخره ؟
نیما
۱ آذر ۱۴۰۲با سلام
ممنون از ارائه همچین پستی،
اما یه نکته،یکی از نقاط ضعف «اینیوس»که اصلا بهش اشاره نشده و کاملاً هم به چشم میاد، صفحه کیلومتر خیلی کوچیکشه که برای یه خودرو تو این سبک و کلاس و همچنین در نظر گرفتن این که خودروهای افرود چون بیشتر تو مسیرهای خارج جاده استفاده میشن و بنا به خاکی بودن و پر دست انداز بودن مسیر باید صفحه کیلومتر و اطلاعات خودرو بزرگ باشه تا راننده بهتر دید داشته باشه،که تو این خودرو اصلا بهش توجه نشده
قاسم
۳ آذر ۱۴۰۲چطور شده دیفندر انجین ساخت خودشا استفاده کرده ؟بریتانیای کبیر!!!!